به گزارش فوژان نیوز، در یادداشت و نقدی کوتاه و تأملبرانگیز، «فرید ولیزاده» بازیگر و سینماگر کشورمان عنوان کرد: با آمار ۹۰ درصدی فروش به نفع گیشه فیلمهای طنز، خیلی وقت است سینما به معنای واقعی سینما، از خط افول هم فراتر رفته و مانند بحران خشکسالی و آلودگی هوا، با روی آوردن به ساخت بیرویه آثار طنز پُرزرقوبرق و گاهاً از درون تهی، باعث فروچالههای عمیقی در بستر سینمای فاخر کشورمان شده است.
شاید بتوان از آمار فروش قابل بحث برخی از ساختههای ایندست عبور کرد، ولی واقعیت استقبال مخاطب از این نوع ساختار بهگونهای است که انگار افسردگی به کمک گیشه این ژانر آمده است! و این رویه را نمیتوان نادیده گرفت! این اتفاق را با توجه به تعداد مخاطبان ژانرهای مختلف سینمای سایر کشورها نسبت به مخاطبان سینمای کشورمان، میتوان مقایسه و جستجو کرد.
در سالی که از آن عبور کردیم، آمار و نمودارهای مختلف نشان میدهد ۹۰ درصد فروش گیشه سینما متوجه آثار طنز بوده و این اتفاق شاید برای سالنهای سینما، سینماداران، رکورد گیشه و برخی از مدیرانی که اینگونه فروش را نکته مثبتی میدانند، خوشایند باشد، اما حقیقت بهگونهای است که بحرانی برای سایر ژانرهای فیلمسازی ایجاد کرده تا عرصه رقابت و دیدهشدن در سینماهای کشورمان را از دست بدهند و متأسفانه این عدم تعادل در فروش، این ذهنیت را در قشر سینماگر متفکر، پیشرو و حتی سنتی ایجاد کرده که یا دیگر فیلم نسازد و خانهنشین شود! یا اینکه خود را به جریانی که دوست ندارد بسپارد و اثری که در اندیشه خود کمترین میزان دغدغه را داشته، صرفاً برای ماندن بسازد! و نتیجه ناخوشایندی را رقم بزند که میزان تولید آثار طنز به شکلی بالا برود تا در صف دریافت پروانه نمایش، تن فیلمسازان با دغدغه آثار اجتماعی در گونههای مختلف بلرزد که مبادا ساخته آنها همزمان در کنار این دست از آثار کمدی بسوزد و دیده نشود! و در نهایت این میزان دغدغه تا ۹۰ درصد به تحقق بپیوندد.
در سال ۱۴۰۲ شاهد بیشترین میزان نمایش و اکران آثار طنز با فاصله کم و گاه به مدت طولانی بودیم که این موضوع وامدار دو سال گذشته است. این مُسکن موقتی شاید بدون در نظر گرفتن تورم و هزینههای ساخت، گیشه را سرپا کرده، ولی در نهایت سینما را از معنای واقعی خود دور کرده است.
این موضوع را اینگونه هم میتوان تشبیه کرد که ژانر طنز بهمانند فستفودهای زیادی با نامهای عجیب و غریب، جای غذاهای سنتی و پرآوازه در سفره فرهنگی جامعه را گرفتهاند و ذائقه مخاطب را با توجه به شرایط تغییر دادهاند. این نوع تغذیه با ظاهری آراسته و در باطن گاه بیمحتوا، شاید لذیذ باشد! ولی مصرف آن بهطور دائم برای سلامت ذهنی و اخلاقی اعتیادآور و در پارهای اوقات تأثیر ناخوشایندی در رفتار و شخصیت فرهنگی جامعه متمدن خواهد گذاشت. بنابراین هر چیزی به اندازه و در جای خودش میتواند جذاب باشد و الی دل را خواهد زد.
همچنین خوراک فکری و اندیشه مخاطبان عرصه سینما به گونه طنز ختم نمیشود، بلکه دیدن و ساختهشدن آثار فاخر و پرمحتوا جهت ارتقای سطح زندگی آنها و آگاهیبخشی با ساخت گونههای مختلف فیلم، چنین اتفاقی را برجستهتر خواهد کرد. سینمایی که ذهن را با جلوهها و اتفاقات واقعی و گاه سورئال درگیر نکند، جایگاه خود را از دست خواهد داد.
بنابراین نیاز است که مخاطب پیرامون موضوع فیلم، اندیشه و نظر خود ارائه کند و صرفاً با عادت به یادگاریبردن چند قهقهه از دیدن فیلم ارضا نگردد.
یکی دیگر از دلایل در مخاطره قرار گرفتن جایگاه فیلمهای بلند سینمایی و اجتماعی به واسطه ساخت آثار طنز، روی آوردن طیف گستردهای از فیلمسازان و حتی کارگردانهای حرفهای به سمت ساخت بیرویه آثار کوتاه است که این خود، چنین گونه ساختاری فیلم را نیز دچار آسیب و تحمیل هزینههای خارج از عرف کرده است. موردی که فاکتور بسیار مهمی برای محک زدن، استعدادیابی و انگیزه فیلمسازان جوان و علاقمند به حساب میآمد، دستمایه درآمدزایی و رقابت در بین حرفهایها شده است!
با یک مرور میتوان دریافت که در سال ۱۴۰۲ تعداد درخواست پروانه ساخت فیلم کوتاه صادر شده، بیش از چند برابر گذشته بوده که اگر نخواهیم تعداد زیاد این پروانهها را به واسطه قوانین جدید سازمان سینمایی بگذاریم که میبایست تمام فیلمها مجوز را از این سازمان دریافت نمایند، باز هم ساخت این تعداد فیلم با توجه به هزینههای سرسامآور فیلمسازی شاید منطقی نباشد! و تعداد زیادی از این ساختهها جای خود را به قولی به گوشه کمد خواهند داد.
صرف هزینههای گزاف و گاه بیثمر بدون کمک گرفتن از سازمانها و اسپانسرها در شرایط اقتصادی کنونی پیامدهای خوبی ندارد. شاید برخی تصور داشته باشند تولید زیاد آثار کوتاه، رقابت در این عرصه را داغ خواهد کرد، ولی هر داغی سرانجام میسوزاند!
تنوع و قصه فیلمهای کوتاه که بیشتر برگرفته از موضوعات شخصی ساخته میشود، با توجه به جشنوارههای داخلی که صرفاً موضوعات خاصی را دربر خواهد گرفت، ایده خوبی نیست و میتواند سرابی را ایجاد کنند که پیامد ناشی از هزینههای ایجاد شده بر دوش خانواده علاقمندان به فیلمسازی سنگینی کند! و بیشتر اوقات هم جوایز در حدی نیست که بتواند هزینه ساخت را جبران کند و شرکت در جشنوارههای بینالمللی هم تابع رعایت قوانین و موضوعاتی است که شاید در کشور ما عرف نباشد و برای ورود به اکثر این جشنوارهها باید هزینه پرداخت کرد!
متأسفانه عدم آگاهی و بولد کردن اخبار جوایز متعدد و گاه بیارزش برخی از جشنوارههای فیلم کوتاه با درجه کیفی پایین که همراه با هزینه ورودی است، باعث شده طیفی از عوامل حرفهای سینما با دستمزدهای نجومی، نوع نگاه مادی به ساخت فیلم کوتاه را عوض کنند و به این سمت سرازیر شوند تا هم هزینه در ساخت این آثار را به حداکثر برسانند و هم توقع برای دریافت جایزههای نفیس و باارزش برای هزاران فیلم ساختهشده در کشورمان را ایجاد کنند!
بنابراین ساخت فیلمهای طنز بیرویه، اکوسیستم فیلمسازی در سینمای کشورمان را دچار تغییرات ناخوشایندی کرده است. عرصه فیلمسازی در کشورمان با توجه به هزینههای تولید بسیار شکننده ظاهر شده و نمیتوان انتظار داشت این عرصه را صنعت بنامیم و بازدهی خوبی از آن نداشته باشیم. ساخت محتوای طنز هم نمیتواند چاره کار در بلندمدت باشد، بنابراین حمایت همهجانبه و اجازه دادن برای ساخت فیلمهای چالشبرانگیز میتواند در طولانیمدت بستر بهتری برای این عرصه ایجاد کند.
فرید ولی زاده


















سینما با این حجم از فیلم های کمدی و هنرپیشه های تکراری خیلی وقت است به دست افراد آمار ساز افتاده تا با در صدر خبر باشند و منفعتی حاصل کنند و الی کدام فیلم بی مزه ای اینقدر فروش دارد؟!
یاداشت قابل تامل و کارشناسی درستی شده است.