• امروز : جمعه - ۱۸ اردیبهشت - ۱۴۰۵
  • برابر با : 22 - ذو القعدة - 1447
  • برابر با : Friday - 8 May - 2026
17
گفت وگوی روزنامه«صبح نو»با فرید ولی زاده

«فرید ولی زاده» از تلاش برای ساختن فیلمی متفاوت به «صبح نو» گفت

  • کد خبر : 7335
  • 07 دی 1400 - 0:01
«فرید ولی زاده» از تلاش برای ساختن فیلمی متفاوت به «صبح نو» گفت
فوژان نیوز:روزنامه «صبح نو»در شماره 1323 خود به بهانه اکران فیلم سینمایی «تا ده بشمار» در سینماهای کشور گفت و گوی را با فرید ولی زاده  کارگردان و تهیه کننده این  فیلم انجام داده است که خلاصه ای از این گفت و گو منتشر شد.

به گزارش فوژان نیوز ،روزنامه «صبح نو»در شماره ۱۳۲۳ خود به بهانه اکران فیلم سینمایی «تا ده بشمار»  در سینماهای کشور گفت و گوی را با فرید ولی زاده  کارگردان و تهیه کننده این  فیلم انجام داده است که خلاصه ای از این گفت و گوی منتشر شد.

زن جوان و شوهر میانسال اش در پارک شروع به راه رفتن می کنند، این راه رفتن حکم مسابقه ای را دارد که بازنده اش برای برخی اتفاقات مهم زندگی تصمیم می گیرد. زن و شوهر ساعت ها راه می روند و حرف می زنند، خسته می شوند اما راه می روند و حرف می زنند، بی حال، گرسنه و تشنه می شوند اما باز راه می روند و حرف می زنند و فیلمی جذاب را می سازند که این روزها در گروه هنر و تجربه در حال اکران است. «تا ۱۰ بشمار» پنجمین تجربه «فرید ولی زاده» در مقام کارگردان است.

ولی زاده بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سینما که نشان هنری شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز در رشته بازیگری را دارد. او تا امروز در ۱۵ فیلم سینمایی در مقام های مختلف حضور داشته و فیلم سینمایی «تا ۱۰ بشمار» را با ساختاری روانشناسانه جلوی دوربین برده است.

فیلم حکایتی است از روابط امروزی زوج هایی با اختلاف سنی بالا که به واسطه اختلاف سنی شان درک درستی از عشق پنهان خود ندارند.

«فرید ولی زاده» از تلاش برای ساختن فیلمی متفاوت به «صبح نو» چنین می گوید:

 

فیلم «تا ده بشمار» فیلم متفاوتی است و به نظر کار دشواری می رسد. چه شد که سراغ این ایده برای ساختن فیلم رفتید؟

من به واسطه آشنایی با فیلم هایی آقای شهرام مکری بخصوص فیلم «ماهی و گربه» که شکل و شمایل متفاوتی از فیلمسازی را نشان میدهد،تصمیم گرفتم فیلم «تا ده بشمار» را هم به صورت یک پلان سکانس از ابتدا تا انتها ساخت، اما وقتی واردمراحل پایانی پیش تولید کار شدم متوجه شدم باشرایطی که داریم چنین امکانی وجود ندارد.

 

چرا چنین امکانی وجود نداشت؟

لوکیشن فیلمبرداری فیلم «ماهی و گربه» در حاشیه شهر و حتی شاید خارج از محیط رفت و آمدها ی روزمره بود و از شرایطی خاص محیط جنگل  با بک گراندهای نسبتا خلوت و یا حداقل محیطی آن فضا بوده که  گروه تولید فیلم با  بهره گبری از هوش و خلاقیت  آقای مکری و با در اختیار داشتن لوکیشنی بدون رفت و آمد چنین اثر خاصی راخلق کرده، اما لوکیشن فیلم ما بوستان نهج البلاغه بود. در ابتدا دوستان و شهردار منطقه گفتند می توانیم این پارک را در اختیار داشته باشیم  ولی این پارک در محدود  چند منطقه شهرداری واقع شده و با با توجه به تعداد کارگرانی که در آن کار می کردند، بازسازی هایی که انجام می شد و مردمی که برای ورزش صبحگاهی به این پارک می آمدند ما نتوانستیم این پارک را به شکل کامل در اختیار داشته باشیم. پس مجبور شدیم فیلم را به شکل پلان سکانس های بلند فیلمبرداری کنیم. برای اینکه نماها خیلی خسته کننده نباشد نیز از نماهای POV یا تک شات بازیگرها استفاده کردیم.

 

در این شکل فیلمبرداری با چه چالش هایی رو به رو بودید؟

پلان سکانس گرفتن اگر براساس برنامه ریزی و لوکیشن مناسب با بازیگرهای توانا انجام نشود ،کار سختی است. مخصوصا در حرکت و را رفتن محدود به کاراکتر، دشوارتر خواهد شد، باید فاصله دوربین با بازیگرها حفظ شود، راکورد بازیگرها از یک پلان سکانس به پلان سکانس دیگر یک شکل باشد، انرژی بازیگرها برای بازی کردن در روزهای متفاوت برای یک فیلم که جند ساعت را روایت میکند ، یکی باشد و همه این ها، کار را سخت می کند. آقای حسین قلی پور، فیلمبردار ما فاصله زیادی حدود سه تا چهار کیلومتر را در روز رو به عقب حرکت می کرد ایشان حتی در جی پی اس خود مسافت ۱۵ کیلومتر در روز را هم ثبت کرده بود،و حتی پله های پل عابر پیاده  و تمام موانع را رو به عقب  حرکت می کرد. بوستان نهج البلاغه پله های زیاد و سراشیبی و سربالایی بسیاری دارد. دستیار او در این کار برایش حکم چشم عقب را داشت، او نمی توانست پشت سرش را ببیند و با راهنمایی دستیارش حرکت می کرد. این چالشی بود که خودش دوست داشت با آن رو به رو شود. حسین قلی پور تا قبل از این چالش ،تجربه فیلمبرداری سریال های چون «پایتخت» و «نون خ» و ….را  در کارنامه خود داشت و با استقبال از این چالش فیلمبردار ی موفقی را پشت سر گداشت.

 

با توجه به محدودیت فضای فیلمبرداری، آیا از لوکیشن های تکراری هم استفاده کردید؟

در این فیلم لوکیشن تکراری نداریم و هیچ وقت از یک مسیر دو بار نگذشتیم. این بوستان فضایی طولانی دارد، ما از شهرک غرب شروع کردیم، بزرگراه همت را رد کردیم، به بزرگراه حکیم رسیدیم و دوباره دور زدیم. از پل عابرپیاده ای که دو پارک را به هم وصل می کند نیز رد شدیم و از تونل اتصال دهنده دو پارک عبور کردیم. طی کردن این مسیر کار سختی بود. در فصل پاییز، رنگ و لعاب روزها با هم فرق دارد. ما روزهای ابری و بارانی نیز داشتیم اما موفق شدیم این چالش و پلان هایی ساده و تجربی اما سخت را با بازی خوب بازیگران که بدون برداشت اضافه بود به بهترین شکل و در اندازه های تجربی، فیلمبرداری کنیم.

 

فیلبرداری این فیلم چند روز طول کشید؟

ما این فیلم را در سیزده روز فیلمبرداری کردیم و و تقریبا ده جلسه نیز با دوستان دورخوانی داشتیم. از ساعت شش و نیم صبح گروه را آفیش می کردیم و حدود ساعت سه بعد از ظهر فیلمبرداری تعطیل می شد، زیرا نور تغییر می کرد و نقطه های طلایی نور از دست می رفت.

 

سراغ محتوای کار برویم. فیلم شما یک فیلم دیالوگ محور است و مسائلی را مطرح می کند که برای خیلی از زوج ها جالب به نظر می رسد. چه شد که تصمیم سراغ چنین محتوایی بروید؟

از آنجایی که خودم بازیگر هستم دوستان زیادی نیز در عرصه دارم ، کارهای آنها را می بینم. اکثر فیلم هایی که می بینم با احترام به سازنده آن ،معمولا کم دیالوگ و آپارتمانی اند و سعی می شود  سکانس ها با پلان های بسیار  طوری گرفته شود ،که به چشم مخاطب و منتقد گوشه ای از توانایی های  کارگردان را به رخ بکشد .

زمانیکه فیلمنامه را خواندم حس کردم این فیلمنامه تا به حال تکرار نشده و در هیچ فیلمی پیش نیامده که دو نفر چنین دیالوگ هایی چالش برانگیزی داشته باشند که حوصله مخاطب را هم سر نبرد.تحربه چنین محتوایی حداقل من در سینمای ایران و خارج از کشور ندیده بودم و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را بسازم. حس کردم کار جدیدی است و می تواند موثر باشد.چون زوج های امروز جامعه ما به خصوص زوج هایی که اختلاف سنی دارد، اکثرا با این دست مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. این زوج ها معمولا مشکلات شان بعضا بخاطر اختلاف سن و شرایطی که در آن حاکم هستند  از هم پنهان می ماند.

من به صورت کلی فیلم های روانشناسی و فسلفی را دوست دارم و به ساخت  و بازی و حتی نوشتن فیلمنامه های این چنینی  در این ژانر علاقه مند هستم. فیلمنامه نویس کار آقای کیانوش اسلامی نیز از دوستان نزدیک من است و نوشته هایش بسیار متفاوت ،و اگرتعارف نکنم خلاقانه است.

 

کل این فیلم وابسته به دو بازیگر آن بود. کمی از انتخاب این بازیگران بگویید و اینکه در گزینش آنها چه ملاک هایی را مد نظر قرار دادید؟

خانم غزال نظر به واسطه همکاری و  همبازی بودن در چند فیلم از قبل از بازی ایشان شناخت داشتم ، در ساخته قبلی ام، فیلم «آینه شیطان»، به عنوان بازیگر حضور داشت ایشان ویژگی های هنری ،حرفه ای و اخلاقی بالایی دارند ودرایفای درست نقش پر تلاش هستند . آقای شهاب حسینی عزیز هم به عنوان یک دوست  و هنرمندی بی ادعا  چند بازیگر مرد از جمله آقای منوچهر زنده دل را به ما معرفی کرد. ما به بازیگری نیاز داشتیم که خوب صحبت کند، دیالوگ ها را مال خود کند و صدای خوبی داشته باشد. آقای زنده دل با توجه به اینکه در زمینه گویندگی و دوبله تجربه های زیادی داشت و بیانش قوی بود برای بازی در این نقش انتخاب شد.

 

این دو بازیگر بازی های خوبی در این فیلم ارائه دادند و هر دو به خصوص خانم غرال نظر بسیار خوب در نقش خود ظاهر شدند!

شناختی که از خانم نظر در همکاری های قبلی داشتم این بود که معمولا سکانس های او تک برداشتی و بدون تکرار است. او شاید بازیگر خیلی شناخته شده ای نباشد، اما بسیار تکنیکی و اخلاق مداراست  و به خوبی به توصیه های کارگردان در خصوص اجرای نقش گوش می کند و بعد از تمرین  نقش را بدرستی اجرا می کند .البته  اگر منشی صحنه و دوستان دیگری که صحنه  و لباس با اشتباه خود راکورد صحنه را به هم نریخته باشند، خانم نظر در تداوم و حفظ راکوردش بسیار خوب عمل می کند. و برای هر فیلمسازی مهم است بازیگر از نطر تکنیکی بر زمان چیره شود و در کمترین برداشت ممکن جلوی دوربین ظاهر شود.

 

آیا بازیگرها دیالوگی به فیلم به صورت بداهه اضافه کرده بودند؟

نود وپنج درصد دیالوگ ها را بازیگرها از روی فیلمنامه گفته اند. پنج درصد دیالوگ ها را نیز عوض کردیم تا در زبان بازیگر خوب بچرخد. بداهه بازیگر در این کار خیلی کم و در حد یک یا دو دیالوگ بود که در دل کار نشست و از فیلم حذف نشد. کل فیلمنامه را بازیگران با حس و حال  کاراکتر های آن ، و با دیالوگ های فیلمنامه جلو بردند.

 

آیا فیلم در جشنواره های خارجی نیز شرکت کرده است؟

با توجه به زبان فارسی فیلم و پردیالوگ بودن آن، و همچنین با توجه به شناخت نسبی خودم از  موضوع جشنواره ها  ،فیلم در جشنواره های خارجی زیادی  فرم شرکت پر نکرد چون  فیلمی که دیالوگ محور و با زبانی غیر انگلیسی باشد در جشنواره های خارجی سخت پذیرفته می شود،  جا انداختن اصطلاحات فارسی و زیرنویس کردنش برای مخاطب کار سختی است. اگر این فیلم با زبان انگلیسی ساخته می شد بی شک می توانست جایزه های خوبی به دست بیاورد. من فیلم را برای جشنواره های لوکارنو و ونیز فرستادم. جشنواره ونیز بسیار از این کار خوشش آمده بود و آن را پیگیری می کرد، حتی معافیت هزینه ای  شرکت  در این جشنواره هم برای این فیلم ارسال  شد ولی در نهایت از انتخاب نهایی برای نمایش باز ماند ،همان طور که گفتم این فیلم دیالوگ محور است و انتخاب آن به زبان دیگری سخت است .

 

زیرنویس فیلم گویای اتفاقات و دیالوگ های آن نیست؟

من دوستان بسیاری در پخش بین الملل فیلم دارم و با آنها مشورت های زیادی دارم ،اگر بخواهیم اصطلاحات و دیالوگ های زیاد فارسی را انگلیسی کنیم فیلم و  دنبال کردن موضوع از دست مخاطب می رود و خیلی از دیالوگ ها زیر نویس نامفهوم می شود، نرمی زبان از بین می رود و فیلم نمی تواند مخاطب خارجی را جذب کند. اکثر فیلم های ایران که جایزه می گیرند معمولا فیلم های کم دیالوگ هستند یا فیلم هایی که یک مشکل را پیش می کشند و آن مشکل و گره  یا جهانی است و یا حد اقل در کشوری که جشنواره در آن برگزار می شود آشناست.

 

بازخورد مخاطبانی که فیلم را دیده اند به آن چطور بود؟

بازخوردمخاطبان هم نسبت به فیلم خیلی  خوب بود. در حالت کلی دو نفر بازیگر که مدام با هم حرف بزنند حوصله مخاطب را سر می برند، اما چالش این زوج و دیالوگ هایشان به نظر مخاطبان جذاب  و فابل  تحسین بود. بسیاری از زوج ها و مخاطبان عام و خاص این فیلم را دوست داشتند و در ادامه اکران باید دید نظر کسانی که تازه به مخاطبان این فیلم پیوستن چیست؟!. ما در «تا ده بشمار» نشان دادیم که اختلاف سنی نمی تواند مانع عشق باشد. شاید زوج ها در زمان های مختلفی با هم هماهنگ نباشند و اما در جایی و حتی با یک روز حرف زدن با هم این تعادل برقرار می شود.

 

پس از این چه کارهایی دیگری را از شما خواهیم دید؟

من موسسه فیلمسازیم را اداره می کنم  و هر اتفاقی برایم بیافتد استقبال می کنم، هر کاری از جمله بازیگری که حرفه ی اولم است و بعد کارگردانی، تولید و ساخت و….؛ زیرا موسسه باید سرپا باشد.

قبل از «تا ده بشمار» فیلمی در ژانر وحشت ساختم به نام «آینه شیطان» که به نظرم فیلم خوبی است و این روزها در مرحله ساخت موسیقی و صداگذاری قرار دارد. در فیلم های ژانر وحشت دو عنصر موسیقی و صداگذاری بسیار اساسی و تاثیرگذار است.

فیلمنامه سینمایی «پلاسما» که آقای کیانوش اسلامی نوشته اند را نیز برای پروانه ساخت فرستاده ایم. من در این فیلم به عنوان بازیگر و بازیگردان فعالیت می کنم و تهیه کننده کار نیز هستم.

چندی پیش فیلم سینمایی داشتم به نام «وام عسل» که ازطرف صدا و سیما یک سریال دوازده قسمتی برای عید نوروز از روی این فیلم به ما پیشنهاد شده است که فعلا بخاطر شرایط کرونا و عوض شدن مدیران سازمان منتظر فرصت مناسب هستیم.

کلا به به دلیل شرایط کرونایی ساخت فیلم بسیار سخت شده.

 

و به دنبال آن هزینه های ساخت نیز بالا رفته!

دقیقا. با توجه به شرایطی که ایجاد شده زمان می برد تا به مانند سال های قبل مردم به سالن های سینما بیایند. شاید حتی فرهنگ سینما رفتن نیز از ذهن شان دور افتاده باشد. اگر قرار باشد فیلم ها از پلتفرم ها پخش شوند شرایط بسیار برای سینما رفتن پیچیده تر هم می شود.و شاید مردم به این شیوه عادت کرده باشند و اینگونه دیدن فیلم در آنها نهادینه شود.به همین دلیل و ختی بخاطر ذائقه عوض شده مردم ، تورم بالا، هزینه های ساخت فیلم بالا  هم می رود.

به عنوان مثال از سال گذاشته می خواهم فیلم” پلاسما” را بسازم اما هنوز دوستان پروانه ساخت نداده اند.  و آنفدر ما را در صنف ها و سلایق و مقررات خود ساخته خود درگیر کردند که سرمایه ما در حال حاضر شاید جوابگوی  ساخت یک فیلم سینمایی را نمی دهد، چند ماه دیگر این سرمایه هزینه ساخت یک سوم فیلم هم نیست.

به عنوان یک سینماگر یا فیلمساز  و عضو کوچکی از خانواده فیلمسازی باید عرض کنم  فقط در بحث پذیرایی و هزینه های در این راستا، دو سال گذشته یک وعده غذای نسبتا با کیفیت برای هریک از عوامل  بیست هزار تومان بود، الان باید همان وعده  غذایی را برای پذیرایی از عوامل با قیمت هفتاد و پنج الی صد هزار  تومان تهیه کنم البته سایر هزینه های دیگر پذیرایی بماند. پس مجبور می شویم برای ساخت فیلم تعداد عوامل را کم کنیم اما این موضوع بی شک روی سرعت و کیفیت کار اثر می گذارد.و این خود رنگ رخساره اس است که خبر می دهد از سحر درون!

فعلا منتظریم این بیماری و بحران  از بین برود تا مبادا در حین فیلمبرداری پروژه بخوابد. بسیاری از گروه هایی که  این اتفاق برایشان افتاده و به دلیل کرونا گرفتن عوامل، پروژه در حین فیلمبرداری خوابیده است متضرر شده اند، پروژه ای که خواب برود، سه یا چهار برابر پروژه ای که ساخته نشود ضرر می زند.

همانطور که گفتنم در حال حاضر منتظر  پروانه ساخت هستیم  تا یش تولید را شروع کنیم و حد اقل بتوانیم در نوروز سال آینده فیلم را کلید بزنیم. صف اکران نیز بسیار شلوغ است. امیدوارم روند به شکلی باشد که به فیلم ها پروانه نمایش داده شود تا متضرر نشوند.

لینک کوتاه : https://www.fozhannews.ir/?p=7335

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.