فوژان نیوز،یادداشت؛بیستودوم تیرماه، سالگرد درگذشت حمید سمندریان است؛ مردی که اگر نبود، شاید بازیگری در ایران مسیری دیگر میداشت. نه آن مسیر غلط، بلکه مسیری بیریشه. سمندریان نیامد تا بازیگر تحویل سینما دهد؛ آمد تا «انسان» را روی صحنه تربیت کند. او از همان ابتدا میدانست که تئاتر قرار نیست فقط سرگرمی باشد؛ تئاتر باید «روش زندگی» را به آدمها یاد بدهد.
او که در اوج جوانی راهی آلمان شد، آنقدر غرق در علوم تئاتر گردید که دیگر هیچ دانشی نتوانست نظرش را جلب کند. اما وقتی به ایران بازگشت، با خودش چیزی آورد که در هیچ دانشگاهی تدریس نمیشد: «صداقت در بازیگری». نه آن بازیگری که چشمها را خیره کند، بلکه آن بازیگری که مخاطب را با خودش به عمق یک شخصیت ببرد.
شاگردانش میگویند که کلاسهای سمندریان فقط کلاس نبود؛ یک «کارگاه انسانسازی» بود. او کسانی را که استعداد نداشتند، به بازیگری دعوت نمیکرد؛ چون معتقد بود این حرفه تحمل آدمهای سطحی را ندارد. سختگیریهایش افسانهای بود و همان سختگیریها باعث شد نسلی از بازیگران تربیت شوند که هنوز هم برای سینمای ایران اعتبار میآورند.
او در روزگاری که بسیاری از استادان به فکر اسم و رسم بودند، سمندریان با اجرای «گالیله» برشت، «ملاقات بانوی سالخورده» و «باغ وحش شیشهای» نشان داد که تئاتر میتواند آینه تمامنمای جامعه باشد. و درست وقتی بیماری قد علم کرد، او باز هم از صحنه دست نکشید؛ گویی باورش این بود که تا نفس دارد، باید به تئاتر خدمت کند.
چهارده سال از رفتنش گذشت، اما وقتی امروز به سینما و تئاتر ایران نگاه میکنیم، ردپای سمندریان را در همهجا میبینیم. او نرفت؛ فقط از قاب صحنه بیرون رفت تا در خاطرهها و نسلهای بعدی، همیشه حضور داشته باشد. روحش شاد.

















