به گزارش فوژان نیوز،به نقل از ستاد جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، نخستین نشست تخصصی چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با عنوان «فیلمبرداری فیلمهای کم بودجه» با سخنرانی علی لقمانی، مدیر فیلمبرداری و مدرس سینما و اجرای وحید رونقی، امروز ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۴ در پردیس سینمایی ایرانمال برگزار شد.
در ابتدای نشست علی لقمانی توضیح داد: «پایهگذاران دوربینهای ARRI، دو فیلمبردار آلمانی به نامهای آرنولد و ریشتر بودند که پس از جنگ جهانی اول کمپانی ARRI را تأسیس کردند. او افزود که دوربینهای این شرکت امروزه جزو پرکاربردترین ابزارهای فیلمبرداری در جهان هستند و در ایران بیش از ۹۰ درصد فیلمهای سینمایی با این دوربینها ساخته میشوند.»
این هنرمند بیان کرد: «دوربینهای ابتدایی ARRI بسیار ساده بودند؛ جعبهای با لنز و یک دسته برای حرکت مکانیکی. به گفته او، فیلمهای کلاسیکی چون ورود قطار به ایستگاه و خروج کارگران از کارخانه نیز با چنین ابزارهایی ساخته شدهاند.»
او اضافه کرد: «با گسترش سینما و ورود صدا، طراحی دوربینها به کلی دگرگون شد، چرا که صدای زیاد موتور دوربینهای اولیه ضبط صدای سرصحنه را غیرممکن میکرد. بنابراین، نسل جدیدی از دوربینها به نام بلیپ طراحی شد که صدای موتور آنها حذف یا عایق شده بود.»
تحول طراحی دوربینها و ورود تکنولوژی الکتریکی
این مدیر فیلمبرداری ادامه داد: « دوربینهای اولیه کاملاً مکانیکی و با هندل کوک میشدند، اما به تدریج دوربینهای الکتریکی وارد بازار شدند و مسیر تولید فیلم را متحول کردند. او بیان کرد که ARRI یکی از آخرین دوربینهای نگاتیوی خود را تولید کرد که همچنان در سطح جهانی استفاده میشود.»
لقمانی اشاره کرد: «این دوربینها از اجزای جداشدنی مانند مگزین (محل نگاتیو)، ویزور و لنز تشکیل شدهاند و این طراحی ماژولار، حمل و استفاده از آنها را انعطافپذیرتر کرده است.»
او افزود: « ورود دوربینهای ویدیویی و تحول آنها در دهه ۹۰ میلادی مسیر سینمای مستقل را نیز دگرگون کرد.»
علی لقمانی توضیح داد: «ساختار دوربینهای کلاسیک شامل ویزور (چشمی)، لنز و مگزین نگاتیو بود که همه این اجزا قابل جداسازی بودند.»
او گفت: «مگزین همان مخزنی است که نگاتیو در آن قرار میگرفت و با جدا شدن آن، حجم کلی دوربین به طور محسوسی کاهش مییافت.»
او اضافه کرد: «تا دهه ۹۰ میلادی، دوربینهای ویدیویی عمدتاً محدود به استودیوها بودند و حتی بزرگترین شبکههای تلویزیونی جهان برای ضبط صحنههای خارج از استودیو ناگزیر به استفاده از دوربینهای نگاتیوی بودند. به همین دلیل، بسیاری از تلویزیونهای حرفهای، از جمله رادیو و تلویزیون ایران، به لابراتوارهای فیلم مجهز بودند.»
تحول دوربینهای ویدیویی و آغاز سینمای مستقل
این کارشناس بیان کرد: « در اواسط دهه ۹۰، نقطه عطفی در طراحی دوربینهای ویدیویی رقم خورد؛ مدلهایی مقاومتر، سبکتر و قابل حمل تولید شدند که اگرچه هنوز آنالوگ بودند، اما راه را برای نسل جدید دیجیتال هموار کردند. او تاکید کرد که حدود ده سال طول کشید تا دوربینهای دیجیتال واقعی وارد بازار شوند.»
لقمانی افزود: «ورود دوربینهای دیجیتال کوچک و پرتابل، نویدبخش شروع سینمای مستقل بود؛ فیلمسازان اکنون میتوانستند بدون نیاز به استودیوهای بزرگ و سرمایه کلان، آثار خود را تولید کنند.»
سینما؛ از انحصار تا دموکراتیزه شدن
او ادامه داد: «برخلاف بسیاری از هنرها مثل شعر و نقاشی که هنرمند تنها به خود و ابزارش متکی است، فیلمسازی همواره نیازمند گروه، تجهیزات و سرمایه بوده است. این وابستگی سوالی مهم را مطرح میکند: آیا سینما میتواند هنر مستقلی باشد؟»
این هنرمند بیان کرد: «با ظهور دوربینهای کوچک دیجیتال، فیلمسازان و نظریهپردازان شروع به بازاندیشی درباره استقلال سینما کردند. این ابزارهای نوین امکان تولید فیلم بدون تیم بزرگ و بودجه بالا را فراهم کردند و به شکلگیری جریانی تازه در سینمای مستقل منجر شدند.»
او افزود: «شاید زمان آن رسیده که سینما نیز همچون دیگر هنرها، دموکراتیزه شود؛ فیلمسازی شخصیتر، چابکتر و مستقلتر شود.» این نگاه، آستانه قرن بیستویکم را به نقطه عطفی برای سینمای جهان و سینمای مستقل تبدیل کرد.»
ورود به عصر دیجیتال؛ آزادی یا گرفتاری تازه؟
علی لقمانی بیان کرد: «ورود به عصر دیجیتال در سینما، همزمان آزادی و گرفتاریهای تازهای را به همراه داشته است. او گفت که مارکوس بابل، مدیر مهندسی یکی از لابراتوارهای برجسته فیلمسازی آمریکا، تجربه گذار از سینمای نگاتیوی به دیجیتال را در مقالهای شرح داده که به پیچیدگیها و نکات فنی این تغییرات میپردازد.»
این مدیر فنی توضیح داد: «با ظهور دوربینهای دیجیتال، ابزارها جمعوجورتر و ارزانتر شدهاند و دیگر نیازی به حمل مواد خام یا تعویض مکرر کاستهای نگاتیو نیست. فیلمسازان مستند و تجربی به سرعت با این دوربینها ارتباط برقرار کردند و آنها را بخشی طبیعی از فرایند خود دانستند. همچنین محدودیتهای قبلی در تعداد برداشتها از بین رفت و امکان تمرین و تکرار برای رسیدن به اجرای مطلوب فراهم شد.»
سادهتر شدن تولید، اما پیچیدگی در فرآیند
لقمانی ادامه داد: «در سیستمهای چنددوربینه، همزمانسازی صدا و تصویر آسانتر شده و تدوین نیز تا حدی به فضای خانگی نزدیک شد، اما افزایش کیفیت و حجم دادهها باعث شد تجهیزات تدوین بسیار پیچیدهتر و گرانتر شوند.»
او اضافه کرد: «فیلمسازان دیگر به مواد خام و لابراتوارهای فیلم وابسته نیستند که این تغییر بنیادین را میتوان نقطه شروع دورهای خلاقتر و مستقلتر در سینما دانست.»
از آزادی تا وابستگی جدید
این مدیر فیلمبرداری بیان کرد: «بابل با لحنی طنازانه به واقعیت پیچیده پس از این تغییرات اشاره میکند و باور دارد که برخلاف انتظار، فیلمسازان از محدودیتها آزاد نشدند بلکه با حجم عظیمی از کابلها، ماژولها و تجهیزات تخصصی مواجه شدند که هرکدام نیازمند نیروی متخصص و بودجه بالاتر است.»
لقمانی گفت: «چیزی که قرار بود مسیر خلاقیت را هموار کند، خود به مانعی تازه تبدیل شده است.»
علی لقمانی توضیح داد که مفهوم بودجه فیلم فراتر از عدد و رقم است و به تناسبات و هماهنگی بین ابزارها، اتمسفر فیلم و نیازهای اثر بستگی دارد. او گفت: «اگر واقعبین باشیم و تناسبات را رعایت کنیم، به مشکل نمیخوریم؛ اما مشکل وقتی است که خودآگاه یا ناخودآگاه این شرایط را نادیده میگیریم.»
این کارشناس افزود: «هنگام انتخاب ابزار فیلمسازی، باید متناسب با نوع فیلم و فضای اثر تصمیم گرفت. او ادامه داد: «وقتی میگوییم فیلم کمبودجه میسازیم، باید این فیلم با اتمسفر و جلوههای بصریاش همخوانی داشته باشد. نمیتوان سناریویی را با بودجه بسیار محدود به شکلی اجرا کرد که نتیجه قابل قبول باشد.»
اهمیت اتمسفر در فیلمسازی
لقمانی برای روشنتر شدن موضوع، به دو فیلم تاریخی اشاره کرد: «نبرد الجزیره» ساخته جیلوپونت کوربو و «باراکا» ساخته رانفریت. او گفت «باراکا» که یک مستند بلند سینمایی است، با فناوری پیشرفته زمان خود و در قطع ۶۵ میلیمتری فیلمبرداری شده است. این فیلم متکی بر زبان بصری است و هیچ دیالوگ یا نریشن ندارد، پس کیفیت و اتمسفر بصری در آن نقشی کلیدی دارد.»
او افزود: «مفاهیم فیلم به صورت حسی و غیرمستقیم به مخاطب منتقل میشوند؛ پس اتمسفر بصری باید به گونهای طراحی شود که مخاطب را تا پایان درگیر نگه دارد.»
شیوه اجرا و تأثیر آن بر بودجه
لقمانی توضیح داد که دو سبک اصلی در فیلمسازی وجود دارد: «سبک مونتاژ با پلانهای ثابت و سبک میزانس با نماهای طولانی و حرکت دوربین و بازیگر.»
او گفت: «هر کدام به امکانات و هزینههای متفاوتی نیاز دارند. وقتی دوربین و بازیگران دائم در حرکت هستند، نیاز به تیم بزرگتر و تجهیزات پیچیدهتر است که بودجه را افزایش میدهد.»
او تأکید کرد: «اگر بودجه کافی برای تجهیزات خاص ندارید، بهتر است آنها را در فیلمنامه نیاورید تا به پروژه آسیب نرسد.»
هزینههای غیرمنطقی تجهیزات
لقمانی به تجربهای اشاره کرد که دوستی که تجهیزات اجاره میدهد، برای یک کار کوتاه دو روزه مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان دریافت کرده است. او افزود: «گاهی هزینه تجهیزات برای فیلمهای کوتاه به نزدیک یک میلیارد تومان هم میرسد که واقعاً عجیب است.»
این هنرمند بیان کرد: «اگر چنین بودجهای دارید، آیا بهرهوری و برداشت هنری به همان نسبت هست؟ باید در پروژههای بدون ضرورت هزینههای بالا، تعادل را حفظ کنیم و پروژههایی که بودجه کافی ندارند را به زمان مناسبتر موکول کنیم.»
علی لقمانی توضیح داد: «یکی از چالشهای اصلی فیلمهای کمبودجه، کیفیت و اطلاعات بصری تصویر است که تاثیر زیادی بر روند جلوههای ویژه در پستپروداکشن دارد.»
او گفت: «هرچه تصویر اطلاعات بیشتری داشته باشد، تیم جلوههای ویژه راحتتر و سریعتر به نتیجه میرسد.»
این کارشناس ادامه داد: «در گذشته، زمانی که سنسورهای دیجیتال و مانیتورهای حرفهای وجود نداشت، فیلمبرداران مجبور بودند بدون بررسی لحظهای کیفیت تصویر کار کنند و پس از ظهور نگاتیو نتیجه نهایی مشخص میشد.»
لقمانی به تجربه فیلم «ایزی رایدر» اشاره کرد و توضیح داد: «کارگردان و فیلمبردار ابتدا همه چیز را تمرین و تنظیم میکردند و تنها یکبار نما را اجرا میکردند و اگر لازم بود تغییر میدادند. او افزود که حتی استنلی کوبریک بدون مانیتور و تنها با ویزور دوربین کار میکرد و تصمیمگیری درباره کیفیت برداشتها بر عهده مهارت و تجربه فیلمبردار بود.»
تفاوت گذشته و امروز
لقمانی بیان کرد: «امروزه با وجود تجهیزات دیجیتال و امکانات پیشرفته، نمیتوان همان روشهای گذشته را اجرا کرد.»
او افزود: «احترام به تجربیات تاریخی به ما کمک میکند چالشهای امروز را بهتر درک کنیم.»
او در ادامه گفت: «اگر کوبریک امروز بود، شاید با همان سبک قدیمی میتوانست کار کند و از مشکلات تکنولوژیهای پیچیده امروزی رها باشد، اما ما باید با امکانات جدید هماهنگ شویم.»
علی لقمانی توضیح داد: «یکی از سوالات همیشگی و اساسی در حوزه فیلمبرداری، انتخاب دوربین مناسب است؛ «بالاخره کدام دوربین بهتر است و کدام را باید انتخاب کنیم؟» او گفت واقعیت این است که هر دوربینی جایگاه و کاربرد خاص خودش را دارد و انتخاب درست بسته به نوع پروژه، بودجه و نیازهای فنی فرق میکند.»
این کارشناس ادامه داد: «برای فهم بهتر موضوع، میتوان دوربینها را در سه رده کلی دستهبندی کرد، دسته اول دوربینهای حرفهای سینمایی؛ این دسته شامل خانوادههایی مثل الکسا، رِد و سونیهای حرفهای است که بیشتر در سینمای صنعتی و تجاری مورد استفاده قرار میگیرند. این دوربینها امکانات و کیفیت بسیار بالا دارند و طبیعتاً قیمت و هزینههای استفادهشان نیز متناسب است.»
او در توضیح دسته دوم دوربینهای پرفشار (prosumer) گفت: «دوربینهایی که بین حرفهای و نیمهحرفهای قرار میگیرند. این رده شامل برخی مدلهای کانن و سونی است که سازندگانشان گاهی ادعای سینمایی بودن هم دارند. ساختار و عملکردشان شبیه دوربینهای حرفهای است اما از نظر کیفیت و امکانات کمی پایینتر هستند.»
او دسته سوم را اینگونه شرح داد: «دوربینهای عکاسی (هایبرید) این دسته که بیشتر به درد تولیدات کمبودجه و مستقل میخورد، همان دوربینهای عکاسی هستند که قابلیت فیلمبرداری هم دارند. این دوربینها به دلیل اندازه کوچک، قیمت مناسب و امکانات قابل قبول، در میان فیلمسازان مستقل محبوبیت زیادی پیدا کردهاند.»
او اضافه کرد: «چرا اغلب به این رده سوم کمتر توجه میشود؟ دو دلیل عمده وجود دارد؛ اول اینکه در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و یوتیوب، بیشتر تصاویر و ویدئوهای فیلمسازانی مثل راجر دیکنس یا دیگر بزرگان با تجهیزات حرفهای و سنگین دیده میشود که ابهت و عظمت خاصی دارند و بیشتر جلب توجه میکنند.»
این مدیر فیلمبرداری بیان کرد: «دوم اینکه بازار تجهیزات و اجارهدهندگان، بیشتر به سمت دوربینهای حرفهای و نیمهحرفهای گرایش دارند و کمتر به دوربینهای هایبرید توجه شده است. شاید دلیلش هم کمبود تقاضا یا نبود شناخت کافی باشد.»
او گفت: «اما اگر بخواهیم نگاهی دقیقتر به بازار داشته باشیم، دوربینهای هایبریدی مثل سری سونی آلفا و پاناسونیک بهویژه پاناسونیک که کیفیت بسیار خوبی دارد، هرچند کمتر دیده شده، میتوانند گزینههای بسیار مناسبی باشند.»
این هنرمند بیان کرد: «این دوربینها، همانطور که از اسمشان پیداست، هم عکاسی میکنند و هم فیلمبرداری، اما باید به تفاوتهای ساختاری و عملکردی آنها نسبت به دوربینهای ویدئویی تخصصی دقت کرد.»
او اضافه کرد: «بهخصوص در فیلمهای کمبودجه که معمولاً بودجه محدود است، توجه به این نکته ضروری است که همهچیز به دوربینهای پرچمدار مثل الکسا نیازی ندارد و انتخاب هوشمندانه با توجه به شرایط میتواند کارآمدتر باشد.»
این مدیر فیلمبرداری بیان کرد: «یکی از مهمترین مواردی که باید در این انتخاب مد نظر قرار گیرد، تفاوت لنزهای عکاسی و فیلمبرداری است که تاثیر مستقیم روی کیفیت و کارایی تصویر دارد. این موضوع، یکی از چندین فاکتوری است که درباره آن میتوان به تفصیل صحبت کرد.»
لقمانی توضیح داد: «یکی از نکات مهم در انتخاب دوربین برای فیلمبرداری، ابعاد سنسور و دامنه وضوح (Depth of Field) آن است که تأثیر مستقیمی بر کیفیت تصویر و سبک بصری فیلم دارد. اما به گفته این مدیر فیلمبرداری، موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه شده: ارگونومی دوربین.»
او گفت: «اینکه دوربین از نوع عکاسی باشد یا فیلمبرداری، و اینکه چقدر دست فیلمبردار را برای اعمال تنظیمات باز میگذارد، در سرعت عمل و دقت او نقش بسیار مهمی دارد. برای مثال، در برخی دوربینهای عکاسی، اعمال تنظیمات میتواند زمانبر باشد و خطر افتادن یا تکان خوردن لنز نیز وجود دارد؛ مسئلهای که در شرایط پرشتاب تولید میتواند مشکلساز شود.»
تفاوت لنزهای عکاسی و فیلمبرداری؛ دقت یا سرعت؟
این هنرمند ادامه داد: «یکی از تفاوتهای بنیادین بین دوربینهای عکاسی و فیلمبرداری، در ساختار لنزهاست. لنزهای عکاسی معمولاً دارای رینگ فوکوس با گستره کوتاهتری هستند، بهگونهای که با چرخش مختصر دست، میتوان از نزدیکترین تا دورترین فاصله فوکوس کرد. این طراحی برای کار فردی و عکاسی سریع مناسب است.»
این هنرمند با مقایسه یک دوربین دیگر بیان کرد: «در مقابل، لنزهای فیلمبرداری به دلیل اینکه توسط فوکوسپولر (دستیار فوکوس) تنظیم میشوند، دامنه فوکوس گستردهتر و دقیقتری دارند. او اضافه کرد: این طراحی به دستیار امکان میدهد با دقت بالا، فاصله فوکوس را متناسب با حرکت بازیگر یا دوربین تغییر دهد.»
این ندیر فیلمبرداری افزود: «در گذشته، کنترل فوکوس بهصورت کاملاً دستی انجام میشد و دستیار فیلمبردار کنار دوربین میایستاد تا با چرخاندن رینگ فوکوس، فاصله را تنظیم کند. هیچگونه موتور، نمایشگر، یا کنترل از راه دوری در کار نبود؛ همه چیز مبتنی بر مهارت و هماهنگی فیزیکی بود.»
لقمانی اضافه کرد: «امروزه اگرچه امکانات موتورایز و کنترلهای دیجیتال برای فوکوس وجود دارد، اما همچنان در بسیاری از دوربینهای عکاسی که برای فیلمبرداری استفاده میشوند، این قابلیتها یا وجود ندارند یا بهسختی در دسترساند. این موضوع باعث میشود تا در پروژههای جدیتر، چنین دوربینهایی با محدودیتهایی همراه باشند.»
چهلو دومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به دبیری بهروز شعیبی از ۲۷ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۴ در پردیس سینمایی ایرانمال تهران برگزار خواهد شد.

















