به گزارش فوژان نیوز،در روزهای بد گیشه سینما، متأسفانه شاهد فیلمسوزی و سرمایهسوزی صاحبان آثار در پلتفرمهای پخش اکران آنلاین، VOD و پخش نمایش خانگی هستیم و تنها با گذشت چند ساعت از پخش یک فیلم تازهاکران شده در بستر VOD، شاهد سرقت و قاچاق اثر در شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی (تلگرام، یوتیوب و…) هستیم.
در این یادداشت، فرضیه و نکات چرایی قاچاق فیلمها از روی پلتفرمهای شناختهشده کشورمان را بررسی میکنیم.
شاید اولین نکات و سوالاتی که ذهن سینماگران و صاحبان آثار را درگیر سرقت و قاچاق اثر در چند ساعت نگذشته از اکران آنلاین و پخش VOD از روی پلتفرمها میکند، این باشد:
۱. آیا پلتفرمهای پخش از اینگونه باگ در پخش منتفع میشوند یا متضرر؟!
۲. آیا پلتفرمها در فروش لینک فیلم به اینگونه شبکهها همکاری میکنند؟!
۳. آیا فروش اکانت و اشتراکهای این پلتفرمها، زیان قاچاق اثر را جبران میکند؟!
۴. آیا صاحب اثر، کپیرایت فیلم خود را نقداً فروختهاند یا شرایطی؟!
۵. آیا رباتهای سرقت فیلم از پلتفرمها، برنامهریزی شده برای چند پلتفرم معروف است؟!
۶. آیا پلتفرمی وجود دارد که از گزند رباتهای سرقت در امان باشد؟!
لذا فرضیههایی برای پاسخ دادن به این نکات وجود دارد که شاید بتواند در این یادداشت، ذهن سینماگران و صاحبان آثار را تا اندازهای روشن کند.
به طور طبیعی، تمام سینماگران و صاحبان آثار دوست دارند فیلم تولیدشده خود را در معرض دید عموم و مخاطبان — چه از طریق اکران در سالنهای سینما، چه در فروش به پلتفرمها و چه واگذاری به شبکههای رسانه ملی — قرار دهند؛ ولی بدون شک هیچ سینماگر و صاحب اثری دوست ندارد از این واگذاری متضرر شود یا اثر خود را در معرض سرقت و قاچاق قرار دهد.
فرضیه نکته یک این است: متأسفانه پلتفرمها در قبال آثاری که پولی برای آن پرداخت نکردهاند، خنثی عمل کرده و چنین باگی به هیچ عنوان آنها را متضرر نمیکند و تنها صاحب اثر را متضرر میکند؛ چون بابت دیده شدن یا نشدن اثر، هزینهای پرداخت نکردهاند و حتی پلتفرمها از قرار گرفتن اثری با شرایط عنوان شده منتفع هم میشوند، چون محتوای خود را تأمین میکنند.
فرضیه نکته دو این است: پلتفرمها با وجود پخش انحصاری، در خصوص فروش لینک محق هستند و همکاری آنها صرفاً در چارچوب قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ساترا با شبکههای مجاز میتواند صورت پذیرد و هرگونه همکاری و فروش لینک خارج از آییننامههای این دو سازمان یا نهاد، تخلف محسوب شده و میبایست در خصوص قرار دادن لینک یا فروش آن به شبکههای غیرمجاز، پلتفرمها پاسخگو باشند. بنابراین، فرض چنین همکاری در خفا با اینگونه از شبکهها و دور از چشم دو نهاد یا سازمان را میبایست بهطور پیوسته زیر نظر داشت.
فرضیه نکته سه این است: فروش اکانت و اشتراک به مخاطبان حتی در صورت قاچاق فیلم از این پلتفرمها، زیان وارده را جبران میکند؛ البته نه برای صاحبان آثاری که فیلم خود را بدون دریافت هزینه و شرایطی در اختیار این پلتفرمها قرار دادهاند.
فرضیه نکته چهارم این است: پخش فیلم در اینگونه از پلتفرمها صرفاً به صورت فروش نقدی کپیرایت برای صاحب اثر آوردهای دارد؛ در غیر این صورت و به صورت شرایطی، هیچگونه آورده مالی برای صاحب اثر — جز دیده شدن اثر خود — ندارد و تنها آورده برای پلتفرمهایی است که با گرفتن تبلیغات در ابتدا و اواسط این فیلمها و تأمین محتوا و بهروزرسانی، جیب مدیران خود را پر میکنند.
فرضیه نکته پنج این است: متأسفانه سرقت و قاچاق فیلم در سه برند پلتفرم نسبتاً معروف اتفاق میافتد و برای این اتفاق، رباتهایی برای سرقت و قاچاق آثار برای این پلتفرمها برنامهریزی شده است و متأسفانه کمترین هزینه برای جلوگیری از قاچاق از این پلتفرمها و بیشترین هزینه برای قاچاق از این پلتفرمها توسط رباتها صورت گرفته است. حتی گاهی برای دیده شدن تبلیغات در برخی از محتواهایی که خود پلتفرم در آن سرمایهگذاری کرده است، اینگونه قاچاق شدن توسط رباتها به صرفه است و شاید اصل هم بر همین بنا شده باشد!؟
فرضیه نکته شش این است: در بین پلتفرمهایی که مجوز دارند، هنوز پلتفرمهایی وجود دارند که علیرغم شناخت کم مخاطبان، رباتی برای قاچاق و سرقت اثر از آنها طراحی نشده است. ظاهراً هزینههای بسیاری برای محافظت امنیتی آنها در برابر گزند رباتها انجام شده است یا شاید آنقدر مهجور هستند که از نظر محتوا برای ساخت یا طراحی چنین پلتفرمهایی، هزینه ساخت ربات برای آنها به صرفه نباشد. شاید بهتر باشد صاحبان آثار و سینماگران به هر قیمتی اثر خود را در معرض خطر قرار ندهند یا حداقل همکاری با چنین پلتفرمهایی را نیز تجربه کنند.
لازم به ذکر است: توصیهها و فرضیهها صرفاً جهت آگاهسازی سینماگرانی است که دغدغه پخش فیلم خود را در بستر VOD و اکران آنلاین دارند و به هیچوجه در جهت تغییر نوع نگاه به موفقیت برخی از پخشکنندگان فعال عرصه نمایش خانگی نیست.

















