فوژان نیوز،یادداشت؛اکبر عبدی، این چهره آشنای سینمای ایران، که با همان لهجه شیرین و نگاه شوخآمیزش، در دل همه جا باز کرده بود، عصر جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵ در سن ۶۶ سالگی درگذشت. او که سالها با بیماریهای گوناگون از جمله دیابت و مشکلات کلیوی دست و پنجه نرم میکرد، سرانجام پس از یک دوره بستری، بر اثر ایست قلبی در بیمارستان جان به جانآفرین تسلیم کرد. این خبر در حالی منتشر شد که کمتر کسی تصور میکرد این مرد پرانرژی و شوخ، اینچنین زود و غریبانه از میان ما برود.
اکبر عبدی متولد ۴ شهریور ۱۳۳۹ در محله نازیآباد تهران بود؛ محلهای که بعدها در فیلمهایش نیز ردپایی از آن دیده شد. او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۵۸ با نمایشهای آماتوری آغاز کرد و در سال ۱۳۶۲ با سریال «باز مدرسم دیر شد» به شهرت رسید. یک سال بعد، با فیلم «جنجال بزرگ» به سینما آمد و بهتدریج با آثاری چون «مردی که موش شد»، «اجارهنشینها»، «گراند سینما» و «ای ایران» به یکی از چهرههای شاخص سینمای کمدی تبدیل شد. اما عبدی هرگز در کمدی خلاصه نشد؛ او در فیلم «مادر» علی حاتمی در نقش «غلامرضا»، فرزند معلول خانواده، چنان درخشید که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد. سالها بعد، در فیلم «خوابم میآد» به کارگردانی رضا عطاران، بار دیگر این موفقیت را تکرار کرد و دومین سیمرغ خود را دریافت کرد.
او هیچگاه در یک قالب نگنجید و با هر نقش، روایتی تازه از خودش ارائه داد،او همچنین نشان درجه یک فرهنگ و هنر را نیز در کارنامه خود داشت.
عبدی را «مرد هزارچهره» سینمای ایران نامیدهاند؛ لقبی که به حق برازنده هنرمندی است که هیچگاه از آزمودن نقشهای تازه واهمه نداشت. او در فیلم «آدمبرفی» با نقش یک زن، و در «خوابزدهها» با بازی در دو نقش زنانه، بار دیگر جسارت هنری خود را به نمایش گذاشت. در «سفر جادویی» در دو نقش میانسالی و کودکی ظاهر شد و در «اخراجیها»، با نقش بایرام و لهجه شیرین جنوبی، محبوبیت خود را به اوج رساند. از «دلشدگان» و «آقای شانس» تا «نان و عشق و موتور هزار» و «مهمان مامان»، هر فیلمی که عبدی در آن بود، اثری به یادماندنی از خود بر جای گذاشت.
با وجود موفقیتهای بینظیر، عبدی در سالهای پایانی زندگی با بیماریهای جدی دستوپنجه نرم میکرد؛ دیابت، ناراحتی قلبی و عمل پیوند کلیه، بخشی از مبارزهای بود که او هرگز از آن پنهان نکرد. او در اوایل خرداد ۱۴۰۵، پس از ۲۰ روز بستری شدن بر اثر سکته قلبی از بیمارستان مرخص شد، اما این بار دیگر نتوانست به سلامت کامل بازگردد و سرانجام در دوم مرداد، به دیدار حق شتافت.
اکبر عبدی رفت، اما نقشهایش، آن خندههای شیرین و حضور همیشه گرمش در سینما و تلویزیون، هیچگاه از یادها نخواهد رفت. او میراثی از خنده، عشق و هنر برای ما به جای گذاشت و حالا در میان ستارههای سینمای ایران، جاودانه شده است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

















